۱۳ مطلب با موضوع «پس از کتاب نویسی» ثبت شده است

فدرر،یک شکوه کلاسیک همراه با یک خروش مدرن!

  • مهسا ماکارونی فر
  • پنجشنبه ۲۰ تیر ۹۸
  • ۱۲:۴۴
  • ۰ نظر

 این روزها که تورنمنت ویمبلدون 2019 به نیمه نهایی رسیده است، به طور اتفاقی در حال مطالعه کتاب " این هم مثالی دیگر، چهار جستار از حقایق زندگی رومزه/ نوشته دیوید فاستر والاس/ ترجمه بسیار خوب معین فرخی/ نشر اطراف " بودم. اخرین جستار این کتاب درباره موشکافی والاس از سبک بازی راجر فدرر است و بسیار زیاد روایت او دلنشین و جذاب است؛ خصوصا اگر صبح مقاله اش را بخوانی و عصر بازی فدرر را تماشا کنی. 

کتاب شامل 4 جستار( همان essay) است؛ به ترتیب با عنوان های:
- آب این است

- یک نما ار خانه خانم تامپسون
- به لابستر نگاه کن

- فدرر: هم تن و هم نه
جایی در اواخر جستار چهارم که درباره فدرر است، والاس میگوید که : فدرر به طور همزمان هم موتزارت است و هم متالیکا. این جامع ترین تعریفی است که میتوان از بازی فدرر ارائه کرد. یک شکوه کلاسیک همراه با یک خروش مدرن! 
فردا اما نیمه نهایی بین نادال و فدرر برگزار میشود. بازی جذابی خواهد بود. فینال هم به نظرم بین جکوویچ و فدرر حواهد بود. به هرحال در این چندروز فراغت، تماشای تنیس هم بد نیست. تا 5روز دیگر چه زاید باز...



گروهبان احساساتی

  • مهسا ماکارونی فر
  • سه شنبه ۳ ارديبهشت ۹۸
  • ۱۰:۵۰
  • ۴ نظر

برک: بزرگ شو و گلوی هیچکس را نبر.


گروهبان احساساتی/ از مجموعه داستان های سالینجر، منتشر شده از نشر افق با نام «این ساندویچ مایونز ندارد»


میدونی، از جنگ حرف زدن آسون نیست. سالینجر اما همیشه عالی درباره جنگ حرف میزنه. اون نمی‌خواد از آدم‌هایی که مردن، اسطوره و ابرقهرمان بسازه، برعکس اون به تو میگه که: ما اونجا وسط اون همه بدبختی، ترسیده بودیم، خیلی هم ترسیده بودیم، ما بچه ننه‌هایی بودیم که دلمون نمی‌خواست اونجا باشیم، ما به سادگی کشته می‌شدیم و تو دلت نمی‌خواد که به سادگی کشته بشی.

و من با هر سطری که از سالینجر میخونم فقط و فقط به این فکر میکنم که چرا جنگ تموم نمیشه؟ چرا هرروز داره آمار پناهجو‌های سوری و فلسطینی بیشتر میشه؟ 

ما بچه ننه‌هایی هستیم که نمی‌خوایم پناهجو باشیم. ما فقط می‌خوایم آزادانه روی هر جای این زمین زندگی کنیم و هیچکس حق این را نداره که به یه نفر دیگه بگه که کجا زندگی کنه و کجا زندگی نکنه!




هاگاکوره به معنای پوشیده با برگ ها

  • مهسا ماکارونی فر
  • پنجشنبه ۸ آذر ۹۷
  • ۱۰:۳۰
  • ۰ نظر

تانن راهب همیشه می‌گفت:مردم به هیچ درکی از حقیقت نمیرسند چرا که راهبان تنها اموزه ی «ناذهن» را می آموزند. آنچه که ناذهن نامیده میشود ذهنی است ناب که فاقد پیچیدگی است.

نکته جالبی است. 

امیر ساننوری گفته است: طریقت سامورایی در میان تنها یک نفس جای دارد و آن جایی است که ضلالت را به آن راهی نیست. اگر چنین باشد آنگاه طریقت سامورایی یکی است اما کسی نیست که بتواند این حقیقت روشن را از همان ابتدا دریابد. خلوص ذهن آسان به دست نمی آید.


بخشی از کتاب هاگاکوره، کتاب سامورایی/ترجمه سیدرضا حسینی/ نشر چشمه



پی نوشت: کتاب، کتاب فلسفی از آن جنس که مبتنی بر استنتاج باشد نیست؛ از جنس شهود است.

درباره اراده و اخلاقی سخن میگوید که هر سامورایی برای یک سامورایی راستین شدن، باید داشته باشد. مفهوم دیگری که در طول کتاب زیاد از آن سخن گفته شده است، مرگ است. از مرگ ساده و باور پذیر سخن گفتن کار ساده ای نیست. مرگ نه آن پوچی و اتفاق مهلکی است که بخواهیم انکارش کنیم و نه آن اتفاق عجیب و خارق العاده ای است که سراسر انتظارش را بکشیم. سامورایی از مرگ هراسی ندارد چرا که قدم اول سامورایی بودن، پذیرش هاراکیری است برای همین اگر در نبردی بین مرگ و زندگی خود قرار گرفت، شجاعانه در نبرد از زندگی خود میگذرد.

جروم دیوید نیک فرجام زاده

  • مهسا ماکارونی فر
  • چهارشنبه ۸ فروردين ۹۷
  • ۲۲:۲۲
  • ۰ نظر

ولی به نظرم رواست اگه یه مترجم اهل ِ دلی بشینه دوباره اثار سلینجر را ترجمه کنه. 

رونوشت به امید نیک فرجام بابت همه کج سلقیگی ها در انتخاب لغات و لحن هایی که لای در یخچال گذاشته بود(از حیث لهیدگی!).

رونوشت به انتشارات ققنوس : یعنی واقعا این ترجمه بعد از 8 بار چاپ لایق بازبینی نیست؟ یا مثلا این نسخه بازبینی شده است؟ یا مثلا ما مترجم خوب دیگه نداریم؟ یا چی دقیقا؟


احساس غربت

  • مهسا ماکارونی فر
  • چهارشنبه ۲۳ اسفند ۹۶
  • ۲۰:۴۳
  • ۰ نظر
-اما آنچه که در طول تاریخ تغییر نکرده،احساس بدبینی انسان نسبت یه آنچه هست، است. و تمایل انسان به گریز از آن چه هست.

- هنر عبارت است از پنجره ای ای این خانه محقر که انسان شریف درش گرفتار شده به طرف آن نمیدانم کجا که همه خواست های مطلق ما در آنجاست. این خانه زشت است این خانه کمبود میدهد به من ، این خانه زیبایی های لازم را ندارد . من پنجره را باز میکنم اما مذهب "در "را از این خانه باز میکند تا انسان از این خانه بیرون بیاید. خانه ای که خاک است و در این راهی که اسمش مذهب است ببرد تا خدا...

-هنر بزرگترین رسالتش، تخفیف احساس غربت انسان در این عالم است و زیبا کردن جهانی که احساس زشتی میکند.

- نمونه عدالت (علی)نمی تواند یک ظلم را به خاطر مصلحت بپذیرد. مصلحت الوده میکند، حقیقت را.


علی حقیقتی بر گونه اساطیر- علی شریعتی


(ای مهسا،مصلحت اندیش نباش!)

ترک خویشتن اکنون

  • مهسا ماکارونی فر
  • چهارشنبه ۲۳ اسفند ۹۶
  • ۲۰:۲۴
  • ۰ نظر

مهاجرت 5نوع است و اعلی ترین آن مهاجرت از خویشتن اکنون است و حرکت به سمت خود برتر.


جهان بینی و ایدئولوژی-علی شریعتی


( ای مهسا، توقف در طول مسیر ممنوع!)

نوعی شک دکارتی!

  • مهسا ماکارونی فر
  • چهارشنبه ۲۳ اسفند ۹۶
  • ۲۰:۱۹
  • ۰ نظر

-چگونه میتوان به ایدئولوژی مخصوص خودت دست یافت؟ شرط اول آن است که آنچه داریم از دست بگذاریم. نوعی شک دکارتی!


جهان بینی و ایدئولوژی- علی شریعتی

محدود به هیچ

  • مهسا ماکارونی فر
  • چهارشنبه ۲۳ اسفند ۹۶
  • ۲۰:۱۳
  • ۰ نظر
در باب حقیقت جویی:
اولین شرط مسلمان بودن، تسلیم واقعیت ها و حقیقت ها بودن است.
مسلمان واقعی به حکم روح حقیقت جویی خود ، حکمت و حقیقت را هرکجا نزد هرکس یافت،اقتباس میکند و فرامیگیرد. در راه کشف و تحصیل علم تعصب به خرج نمیدهد ، فرضا در دورترین نقاط جهان آن را بیابد به سوی آن میشتابد. 
نه محدود ومعین به زمان معینی از عمر خویش و نه محدود به منطقه ای خاص و نه آن را منحصر به اشخاص خاص میداند.

جهان بینی توحیدی- مرتضی مطهری

در هر نیستی هستی پنهان است

  • مهسا ماکارونی فر
  • چهارشنبه ۲۳ اسفند ۹۶
  • ۲۰:۰۵
  • ۰ نظر

در باب حکمت:

-معنی حکمت الهی این است که فعلش غایت دارد نه خودش و حکمت هرمخلوق غایتی است نهفته در نهاد خود آن مخلوق و خداوند او را به سوی غایت ذاتی خویش میراند.

 و حکیم بودن خدا به معنی ایجاد بهترین نظام برای رسیدن موجودات به غایات نهایی آهاست و نه به معنی فراهم کردن بهترین وسیله برای خروج خودش از نقص به کمال.

( ای مهسا، پس هدف عبادت خدا نیست ، هدف عبد شدن توست . آن  چنان عبدی که چنین خدایی را سزاوار است)

در باب عدل:

- اگر در جامعه برخی نابرابری ها است ، اگ برخی منعم اند و کشتی کشتی نعمت در اختیار دارند و برخی مفلس و با دریا دریا محنت دست به گریبان اند این قضای الهی نیست که مسئول آن است. بلکه این انسان آزاد و مختار و مسئول است که مسئول این نابرابری ها است.

( ای مهسا، قوی تر باش و مسئولیت پذیر تر )


جهان بینی توحیدی-مرتضی مطهری

و مبارزه با این مشکل است...

  • مهسا ماکارونی فر
  • دوشنبه ۲۱ اسفند ۹۶
  • ۰۰:۲۲
  • ۰ نظر

در جامعه دو نفر میخواستند یک دین را ترویج کنند، یکی علی شکست میخورد و یکی محمد پبروز میشود. چرا؟

مردم همان مردم عرب قرن هفتم میلادی، دین هم دین اسلام، قرآن هم قرآن ، معبود هم الله. زبان هم یک زبان، زمان هم یک زمان، جامعه هم یک جیز است و هردو هم یک چیز میخواهند ولی یکی پیروز میشود و یکی شکست میخورد.چرا؟

بعضی ها جواب هایی دادند که خیلی وحشتناک بود، میگفتند: به خاطر اینکه علی سازشکارنبوده به خاطر اینکه قاطع بوده به خاطر اینکه با ناحق هرگز نمیخواسته بسازد. خب همه اینها همه به نفع علی و به ضرر پیامبر است. یعنی انکه پیروز شده اینها را نداشته است!
عامل اصلی چیز دیگری است. عاملی که زمان پیامبر نبوده و زمان علی به وجود امده .

این مذهب شرک در زمان پیامبر بی حجاب و راست وروشن بوده است.ابوسفیان و ابوجهل و ابولهب رسما میگفته اند که اینها بت های ما است و باید برای حفظ تجارت قریش همین گونه بماند. عظمت ما و مقام ما و حیثیت ما در میان قبایل عرب بستگی به اینها دارد و ما مدافع اینها هستیم.

علی با همین ها در جنگ است اما اینها حجاب پیدا کرده اند. حجاب چیست؟ حجاب، حجاب توحید است که روی پاسدران شرک کشیده شده است. انوقت این علی که شمشیر کشید ، بر روی قریشی شمشیر کشید که دیگر مدافع بت ها نیست بلکه مدافع کعبه است که دیگر نه معلقات سبعه بلکه قران به سر نیزه میکند و مبارزه با این مشکل است.



به قول گریشمن : وقتی که زور و حیله لباس تقوی می پوشد، بزرگترین فاجعه تاریخ و بزرگترین قدرت مسلط بر تاریخ پدید آمده است.



مذهب علیه مذهب-علی شریعتی به قلم علی اللهیاری

1) ترکیبی از روزنوشته و گاه نوشته ها و عکس ها و خاطرات و آنچه که مهسا می اندیشد. مینویسم که دفن نشود در روزمرگی ها. نوشته هام مخاطبی نداره و اصولا انتظار ندارم که کسی گذرش این دور و برا بیوفته برا همینه که گاهی اوقات که از مونولوگ صحبت کردن خسته میشم .میشینم و با سباستین گپ میزنم. سباستینی که وجود نداره ولی پای حرفای من میشینه :)

2) همه این مزخرفات را میشه تو صفحه های کاغذ از یه دفترچه تو کشو میز نوشت یا حتی کلمه به کلمه تو صفحه های ورد در اندرونی ترین فایل های هاردت اما کسی چه میدونه که چی میشه که ما شروع میکنیم از تجربیاتمون با هم حرف زدن ...

3) اون آجری تو دیوار که هر لحظه ممکنه سقوط کنه.
5، 4، 3، 2، 1 ... .

4) این شاید بهترین نسخه از من نباشه که خب اشکالی هم نداره چون شاید اصلا بهترین نسخه از من وجود نداره!

5) ای مهسا، برای روزهایی که آبستن اتفاقاتی است که نیازمند تجربه های این روزهاست، برای لحظاتی که باید خودت را از حماقت نجات دهی، برای آن روزها توشه ای از مضحک ترین اشتباهاتت به همراه داشته باش. نه برای اینکه از اشتباه جان سالم به در ببری بلکه برای اینکه اشتباه خنده دارتری را مرتکب شوی که اشتباه کردن، مالیات ندارد.
آرشیو مطالب