۳۹ مطلب با موضوع «تجارب العالیه» ثبت شده است

توصیه های یک زخم خورده

  • مهسا ماکارونی فر
  • پنجشنبه ۲۰ دی ۹۷
  • ۱۲:۲۵
  • ۳ نظر

- اگر که خیلی ادم شلوغی در دورهمی های خانوادگی نیستید، حتما قبل از اینکه به دستشویی بروید به یکی از نزدیکان اطلاع دهید که در حال رفتن به دستشویی و کدام دستشویی هستید.

- اگر در دستشویی گیر افتادید و اگر مهمانی شلوغ است و عمرا کسی صدای شمارا بشنود، سعی کنید انرژی تان را ذخیره کنید و فقط در فواصل زمانی مشخص به درخواست کمک بپردازید چون هیچ معلوم نیست که تا چه زمانی آن تو گیر افتاده اید .


بنده نیمی از مهمانی دیشب را در دستشویی گیر افتاده بودم و کسی متوجه عدم حضورم در جمع نشده بود و خدایش خیر دهد آن نفری را که به طور شانسی در حال عبور از پارکینگ بود.

بعد با خودت میگی آخرین سنگر سکوته

  • مهسا ماکارونی فر
  • جمعه ۷ دی ۹۷
  • ۱۸:۰۵
  • ۰ نظر

با خودت فکر می‌کنی همه حرفا را میشه گفت، همه حرفا را میشه شنید ولی تازه وقتی یه چیزایی را گفتی و یه چیزایی را شنیدی، اون موقع میفهمی که شاید همه حرفا را نباید گفت و همه حرفا را نباید شنید.

بده بستان

  • مهسا ماکارونی فر
  • پنجشنبه ۲۲ آذر ۹۷
  • ۱۱:۵۴
  • ۱ نظر

بزرگترین درسی که مهندسی به من داده : «هیچ شرایط ایده آلی وجود ندارد!»

هرجا به سمت بهبود یکی از شرایط پیش بریم؛ حتما پارامتر دیگری به سمت بدتر شدن میرود.

مثال : 

_برای داشتن نسبت سیگنال به نویز بالا(SNR) باید در فرستنده توان اتلافی حامل را بالا برد.

_برای داشتن زمان نشست کمتر و سرعت بیشتر در کنترل یک سیستم باید سیستم بتواند میزان فراجهش بالاتر را تحمل کند.

_برای داشتن گشتاور بالاتر مجبوریم که حجم موتور را افزایش دهیم.

بزرگترین نگاه مهندسی که تا الان کسب کرده‌ام، یک شک و سوءظن نسبت به هرچیز مثبتی است که رخ میدهد. با هر اتفاق مثبت، سعی میکنم نگاهم را برگرداندم و ببینم چه چیزی پشت سرم در حال خراب شدن است.

Trade off

همان قانون سوم نیوتن 

تا چیزی را از دست ندهی، چیزی بدست نمی‌آوری


به بهبود‌‌ها باید شک کرد، هزینه‌ها را باید شناخت.


بدون مرز

  • مهسا ماکارونی فر
  • سه شنبه ۲۹ خرداد ۹۷
  • ۰۰:۳۹
  • ۰ نظر
مثل یه گرگ چندروزه حمله کرده ام به یه کالکشن از 2تا خواننده ی مصری و لبنانی و هر ثانیه از زیبایی موسیقی شون به وجد میام.
کالکشن قبلی که بهش حمله ور شده بودم از یه رپر فرانسوی بود.
و این یعنی دنیا کوچکتر از ان است که مرز بندی اش کنیم.

کلا سخت نگیریم ، جدی هم نگیریم

  • مهسا ماکارونی فر
  • سه شنبه ۱۵ خرداد ۹۷
  • ۱۳:۳۴
  • ۰ نظر
یه برنامه برای زندگیم داشتم که هیچی طبق اون پیش نمیرفت ، از یه جایی رهاش کردم و شروع کردم فقط به قدم بعدی فکر کردن. دیگه خودمو رنده نکردم که چرا فلان موقعیت جور نشد و بهمان وضعیت به شرایط مطلوب نرسید . یه جایی شروع کردم اون قصر ایده ال گرایی را خراب کردن و عوضش یه کلبه واقع گرا ساختم. موثرترین راه برای رسیدن به این موقعیت فکری ، همین سفر رفتن های ماجراجویانه بود. هر سفر یاد گرفتم که تو لحظه درست ترین تصمیم را بگیرم ، یادگرفتم که گم شدن وسط ناکجا اباد میتونه بهترین تجربه زندگیت باشه. این سفر ، عصر روز اول ، ما گم شدیم! از مسیر GPS خارج شده بودیم، هوا رو به تاریکی بود ، پس همونجا کمپ کردیم. فردا هوا مه و بارون و باد بود و خطای GPS تو این شرایط بیشتره، برگشتن و پیدا کردن مسیر کلی انرژی مون را میگرفت ؛ تصمیم گرفتیم همین مسیر پیش رو را بریم و ببینیم از کجا سر در میاریم و رفتیم. هیچوقت نمیدونستیم قراره چنین منظره های شگفتی ببینیم ، هیچوقت نمیدونستیم این سفر میتونه انقدر جادویی باشه.
گاهی با خودم میگم که زندگی هم میتونه همینجور باشه ، من فقط باید تصمیم بگیرم که قدم بعدی را درست بردارم و مقصد چی؟ با قدم های درست مقصد جای درستی خواهد شد. چه کسی ملزم کرده که من حتما در مختصات x  بایستم؟ هرچندوقت یکبار بایدبه خودم یاداوری کنم که این چارچوب های فکری دست و پا گیر را بشکنم.
از اینجا شروع کردیم
جایی که گم شدن اغاز شد
همسایه ها
اون دیواری که میبینید مرز ایران و ارمنستانه
ارس ِ شگفت انگیز

چنگال نمیبرم!

  • مهسا ماکارونی فر
  • پنجشنبه ۱۰ خرداد ۹۷
  • ۰۲:۰۹
  • ۰ نظر
اول با خودت میگی خب یه چنگال که وزنی نداره ، با خودم میبرمش. بعد با همین استدلال یک سری چیز های چنگال گونه را میگذاری رو میز تا  بعد در کوله جایشان دهی.
اما ساعت از 2که میگذرد و داری با تکلیف fpga کلنجار میروی، چشمت می افتد به همه چنگال گونه های روی میز و با خودت فکر میکنی که بدون چنگال هم میشود غذا خورد بدون فلان چیز هم میشود 3 روز دوام اوردم، آن یکی بهمان چیز را هم میتوانم با خود نبرم و... اینجور میشود که سبک تر میشوی.
اگر عارفانه تر به این قضیه نگاه کنیم، میشود یک چیزی در این حد که " سنگ ریزه های کوچک کوله بار زندگی ات را باید دور بریزی ، بدون آن ها هم میشود طی مسیر کرد و سبک تر راه را پیمود" .

چون ندانی ز خود سفر کردن بایدت بر جهان گذر کردن

  • مهسا ماکارونی فر
  • جمعه ۲۱ ارديبهشت ۹۷
  • ۲۰:۴۰
  • ۱ نظر

کلمه به کلمه، پاراگراف به پاراگرفی که نوشتم را با فشار انگشت روی بک اسپیس فرستادم جایی که از اول بودند. کلمات انتقال دهنده های بی عرضه ای هستند. 

از پر حرفی هایم میخواهم به دیالوگ زیر بسنده کنم و یک عکس.

22شمع خاموش میشود

  • مهسا ماکارونی فر
  • شنبه ۱۱ فروردين ۹۷
  • ۰۲:۰۰
  • ۱ نظر

بیست و یک را دقیقا همین گونه طی کردم؛ در حال رخوت زدایی و نگاه جدید به همه چیز! سیر مطالعاتی عجیبی را پیش گرفتم؛ به طرزی شگفت انگیز سر قفسه هایی اعجاب انگیز از کتابخونه رفتم ؛ گوشم را به شنیدن طیف وسیعی از موسیقی غربی و شرقی دعوت کردم؛ ورزش جدیدِ شورانگیزی را شروع کردم؛درمجموع 8سفر رفتم هر یک پر از تجربه و پر از شور و پر از خارج شدن از حاشیه امن ذهنم و هر یک تجربه بقا در شرایط مختلف!

بیست و دو پیش رو است. مبهم تر و عجیب تر از سال های پیش. هدف گذاری های اخلاقی ام جدی تر از هدف گذاری های کاری و تحصیلی ام است. سال سختی است، اینو از این جایی که ایستادم میتونم ببینم؛ گذرگاه های تصمیمی خطرناکی پیش رو است که ماحصلش یا یک عروج است و یا یک هبوط!

به هر حال 22دور به دور خورشید هم تمام شد.

23امین دور را اما خدا میداند که به پایان میبرم یا نه؛ که این روزها فرکانس تماشای " کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ۗ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ۖ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ ۗ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ " در رنج مگاهرتز است.


+از اهداف مادی بخوام بگم : اگر که درآمد جیب مبارک یاری کنه امسال قصد دارم به وصال این یار محبوبم برسم ، که در فراقش چه شکوه ها که به دوربین گوشی بردم.

کلهر نور چَشم ماست

  • مهسا ماکارونی فر
  • جمعه ۲۵ اسفند ۹۶
  • ۱۸:۵۸
  • ۰ نظر

و چجوری میشه مسحور کمانچه کیهان کلهر نشد؟! 

این قسمت : پادکست خوب یعنی تفریح خوب

  • مهسا ماکارونی فر
  • پنجشنبه ۱۷ اسفند ۹۶
  • ۱۵:۵۵
  • ۰ نظر

از تفریحات امروز میشه به تمیز کردن شیشه ها و گاز همرا با گوش کردن به اپیزود 35 چنل بی اشاره کرد.( و چه لذت ها که از این کارهای الکی همراه با یه محتوای شنیداری خوب میشود برد=))

چنل بی را میشه از ناملیک یا کانال تلگرامشون و یا به طور خیلی حرفه ای از اپلیکیشن های پادکست گوش داد. تجربه شخصی خودم گوش دادن به پادکست با اپلیکیشن podcast addict عه  ، یه آپشن خوبی که اپلیکیشن داره اینه که میشه سرعتش را تندتر یا کند تر کرد که من خودم یا سرعت 1.5 برابر حالت معمول گوش میدم.

 لیست اپیزود هایی که میتونم بتون پیشنهاد بدم: 

-مجموعه قسمت های سیلک رود

-انگلا مرکل

-گیزموندو

-به زبان آتش

-دست

در راستای معرفی چنل بی یه توییتی هم چندوقت پیش کرده بودم که الان حالشو ندارم برم از توییتر کپی کنم بیارم اینجا ولی خلاصه اش این بود که برای فرار از پلی لیست های تکراری توی ترافیک به چنل بی پناه ببرید!


چنل بی ( بر روی عبارت کلیک کنید تا به سایت منتقل شوید و اوقات خوشی را برای شما خواننده محترم ارزومندیم:) 

                                                                                                                                                     رادیو خرت و پرت)

1) ترکیبی از روزنوشته و گاه نوشته ها و عکس ها و خاطرات و آنچه که مهسا می اندیشد. مینویسم که دفن نشود در روزمرگی ها. نوشته هام مخاطبی نداره و اصولا انتظار ندارم که کسی گذرش این دور و برا بیوفته برا همینه که گاهی اوقات که از مونولوگ صحبت کردن خسته میشم .میشینم و با سباستین گپ میزنم. سباستینی که وجود نداره ولی پای حرفای من میشینه :)

2) همه این مزخرفات را میشه تو صفحه های کاغذ از یه دفترچه تو کشو میز نوشت یا حتی کلمه به کلمه تو صفحه های ورد در اندرونی ترین فایل های هاردت اما کسی چه میدونه که چی میشه که ما شروع میکنیم از تجربیاتمون با هم حرف زدن ...

3) اون آجری تو دیوار که هر لحظه ممکنه سقوط کنه.
5، 4، 3، 2، 1 ... .

4) این شاید بهترین نسخه از من نباشه که خب اشکالی هم نداره چون شاید اصلا بهترین نسخه از من وجود نداره!

5) ای مهسا، برای روزهایی که آبستن اتفاقاتی است که نیازمند تجربه های این روزهاست، برای لحظاتی که باید خودت را از حماقت نجات دهی، برای آن روزها توشه ای از مضحک ترین اشتباهاتت به همراه داشته باش. نه برای اینکه از اشتباه جان سالم به در ببری بلکه برای اینکه اشتباه خنده دارتری را مرتکب شوی که اشتباه کردن، مالیات ندارد.
آرشیو مطالب